1
در نگاه لاتور، انسانها و غیرانسانها، همه کنشگرند، زیرا موجب و موجد کنش و تغییری هستند. این کنشگران در خود شبکهاند، یعنی هستی آنان شبکهای است. این شبکه نامتجانس است، پس، کرونا و انسان نیز، در پیوند با هم یک کنشگر-شبکه هستند، که باید از رهگذر مذاکره و ترجمه با یکدیگر نوع پیوند با هم را انتخاب و استقرار سازند. براي لاتور رابطة ميان كنشگران انساني و غيرانساني نـه سوژه ـ ابژه، بلكه مذاكره است. از نظر او، كنشگر هر موجودي است كه داراي كنش اسـت، لذا هر کنشگر به اندازة ساير كنشگـران اصـالت و واقعيـت دارد. وقتي بدون تفكيكهاي رايج به جهان مينگريم، آنچـه مـيبينـيم اجتمـاعي متكثـر از کنشگران يا بازيگران است، و هر تغييري ناشي از پيونديافتن و يـا ازهـمگسيختن اين كنشگران است. كنشگران همواره در تلاشند تا بـراي رسـيدن بـه اهـداف خود با هم پيوند يابند. قدرت (چه براي بقا و چه براي تغيير) در پيونديافتن و ايجاد اتحاد يا پيوندهاي قوي association strong است. از اين رو، لاتور مـيگويـد كنشگران براي ايجاد پيوند با هم در مذاكره negotiation هستند و اهـداف هـمديگـر را ترجمه translate ميكنند. از آنجا كه كنشگران بهشكل پيشـيني داراي هدف واحدي نيستند و بهنفسه در خدمت يكديگر نيستند (هريك هدف خود را دارند)، كنشگري كه ميخواهد با ديگري پيوند يابد، بـهنحـوي، هـدف طـرف را تغييـر، تعديل، يا بازتعبير ميكند تا كنشگران متحدشده همه در خدمت هدف واحدي قرار گيرند. لاتور به اين عمل «ترجمه» ميگويد. ترجمه كاري است كه در جريان مذاكره رخ ميدهد، و در واقع، پاسخ اين پرسش است كه چگونه كنشگران متفاوت با هم پيوند مييابند. ماهيـت يـك كـنشگـر شـبكهاي از پيوندها و اتصالهايي است كه با ساير كنشگران دارد؛ بنابراين، كنشگر-شبكه يعني اينكـه ماهيت يك كنشگر خود شبكه است، نه اينكه كنشگـري بـا مـاهيتي مشـخص در درون شبكهاي حضور داشته باشد. ماهيت يا تعريف كنشگر همان نسبتهايي است كه بـا سـاير كنشگران دارد و وقتي آن نسبتها تغيير ميكنند خود كنشگر هم تغيير ميكند… هر موجودي فقط بر اساس نسبتهايش تعريف ميشود. اگر نسبتها تغييـر كننـد، بـه همين سان تعريف نيز تغيير ميكند. مقـدار واقعيـت يـك كنشگر-شبكه برابر است با ميزان مقـاومتي كـه كـنشگر-شـبكه در برابـر كـنشگرانـي كـه ميخواهند آن را از ميان ببرند و اتصالات را قطع كنند از خود نشان ميدهـد. هـر اتحـادي (گروه) يك ضد اتحاد (ضد گروه) دارد. كنشگراني درصـدد سـاختن يك اتحادند و كنشگراني در تلاشند تا از برقراري آن جلوگيري كنند يا بعد از ساخت به درون آن نفوذ كنند و آن را از هم بگسلند.
2
اکنون کرونا بهمثابه یک کنشگر-شبکه وارد (در پیوند و اتصال ریزومی با اقتصاد، سیاست، اجتماع، دین، فرهنگ، تکنولوژی، بهداشت، سبک زندگی، و…) بازی استراتژیک سایر کنشگر-شبکهها شده است و نوعی ترجمه و مذاکره را طلب میکند. بیتردید، در مواجهۀ اصولی و مقابلۀ منطقی با این کنشگر-شبکه تنها یک راه پیداست: ترجمه و مذاکره و پیوند. اگرچه کرونا و انسان دو کنشگر-شبکهی متفاوت، و با اهداف متغاوت و متعارضند، و هر دو درصدد تغییر، تعدیل، تحدید، تعطیل و تخریب یکدیگرند، اما تنها راه مقابله با آن فهم هدف و منطق و کارکرد (یا ترجمۀ زبان کرونایی) و ورود به یک مذاکرۀ عقلایی و علمی با آن است. باید با کرونا رابطۀ تفهیم و تفاهمی برقرار کرد، با آن وارد دیالوگ انتقادی شد، طرح دوستی و نزدیکی درانداخت، گفت و شنید، گامی به جلو نهاد و گامی به عقب، تا به جغرافیای مشترکی برای حل مشکل (مدیریت بحران) دست یافت. کرونا بهمثابه یک «امر واقع» the Real (در بیان لکانی) از انسان بهعنوان «دیگری بزرگ» میخواهد که از برج عاج «نظم نمادین» خود فرود آید، سر این دیگری بزرگ (انسان-پادشاه) را خود قطع کند، به حفرهها و خلاءها و فقدانهای انسانی خود واقف گردد، از خود تخطی و امتناع کند، از اسارت ارتدکسمشربی و کلبیمشربی (حتی در نوع علمی و عقلی آن) خود را رها سازد، از متافیزیک سوژه-ابژه به متافیزیک مذاکره گذر کند، به سلطه خود بر طبیعت پایان دهد، و بداند که تنها در اتصال و پیوند با ناانسانها و مذاکره و اقتاع خود و آنهاست که میتواند یک کنشگر-شبکه باشد، بداند که ترجمه و مذاکره همان آزمایشگاهی است که امکان شناخت امر ناشناخته را فراهم میسازد، بداند در این آزمایشگاه، چيزي كه در وهلة نخست ميبيند كنشهايند (کنشهای اجتماعی، اقتصادی، روانی، فرهنگی، سیاسی و… کرونا)؛ ايـن كـنشهـا در نهايت او را به يك تعريف، به يك ماهيت و به يك بازيگر (در اینجا، کرونا) ميرسانند، و توانش و نقش و شخصیت، کارکرد و آثار آن را آشکار میسازند. پس، از رهگذر این ترجمه و مذاکره ما کرونا را میشناسیم و کرونا ما را. در پرتو این شناخت و شناسایی است که نوع پیوند و مواجهۀ (تعاملی یا تعارضی یا ترکیبی از هر دو) میان ایندو کنشگر-شبکه مشخص میشود، و در پرتو این شناخت است که توانش و اجراها و نمایشها (کنشها)ی سازنده و مخرب کرونا را میشناسیم و میتوانیم تاکتیکها و استراتژیهای مدیریت آن را ترسیم و تدوین کنیم.




