معرفی کتاب:
«آنـری لـوفور؛ مقدمهای انتقادی»
نویسنده: انـدی مریـفـیلـد
ترجمه: امیـن علیمحمـدی
نشـر هـمـشهـری (٢٦٩ صفحه)
کتاب «آنری لوفور؛ مقدمهای انتقادی» بزنگاههای نظری و عملی اندیشۀ آنری لوفور، روشنفکر مارکسیست، جامعهشناس و فیلسوف فرانسوی قرن بیستمی را موضوع خود قرار داده، این کتاب شرح متمایز و تفسیری انتقادی است بر متون بسیاری که آنری لوفور با موضوعات گوناگون از نقد سرمایهداری و زندگی روزمره گرفته تا بحث بر سر مفاهیم خودانگیختگی و خودگردانی نوشته؛ از پیشنهادن مسئلۀ حق شهر و انقلاب شهری گرفته تا چگونگی صورتبندی مطالعات انتقادی شهر که لوفور بخش عمدهای از عمر کاری خویش را بر سر آن گذاشت. کتابْ مسیرش را توأمان از درون زندگی شخصی و علمی لوفور اما نه صرفاً با ارجاع به مکتوبات بسیارش بلکه همپای آن با در نظر آوردن مختصات زیستی و اقتضائات عصر او پـی میگیرد. آنری لوفور؛ مقدمهای انتقادی به منزلۀ مقدمهای است خلاقانه، ناظر بر آثار آنری لوفور که نحوۀ زیستن و نظرورزیاش را در یک ارزیابی انتقادی با پویایی شخصیت، اندیشه و زمانۀ او ترکیب میکند.
از آنجایی که نسل متأخر جامعهشناسان شهری، لوفور را با عنوان پر مناقشۀ فیلسوف معاصر شهر و زندگی روزمره میشناسند، بههمین جهت نوشتن دربارۀ او و نقد آثارش (همچنین مطالعۀ این آثار) از یک سو، چالشبرانگیز و پر مخاطره و از سوی دیگر جذاب و اغوا کننده است. امر خطیری که بهنظر میرسد اندی مریفیلد نویسندۀ کتاب از عهدهاش برآمده باشد، او به مدد آیرونی و لحن طنازانۀ حاضر در نوشتارش و نيز بواسطۀ بررسی مفاهیم کلیدی لوفور ناظر بر بستر کلی زندگیاش، فراز و نشيب و چگونگی اعمال سلطۀ سرمايهداری در زمانۀ لوفور، همچنين تطورِاندیشه و تکامل فلسفۀ او را برای ما ترسيم میکند. مریفیلد جا به جا در این کتاب تأکید میکند که مسیر زندگی طولانی و پرماجرای آکنده از ایدهها و مشغولیت سیاسی لوفور، تنها بهمنزلۀ بهمپیوستگیِ کلیتی ماندگار است که الهامبخش خواهد بود.
اما خودِ اندی مریفیلد پشت شرح و تفسیر لوفور متوقف و پنهان نمیماند، چرا که او در کارهای دیگری که دربارۀ گـی دُبور و یا جان برگر نوشته، به روشنی نشان میدهد برای شرح و بسط اندیشه یک متفکر نمیتوان/نباید صرفاً پشتِ متن (text)این متفکران متوقف ماند. به همین سبب مریفیلد در این کتاب سفری آغاز میکند به زمینه و زمانۀ (context) لوفور، تا ابعاد تأثیرگذار در زندگی شخصی و فکری او را که تنیده در متن آثارش است، نشان دهد. همچنین او تلاش میکند تا رابطۀ دیالکتیک میان زبانمندی، زمانمندی و مکانمندی زندگی لوفور را با نحوۀ تفکر، شیوۀ نوشتار و محتوای آثارش نمایان کند. نثر مریفیلد در این کتاب واجد دلالتهای فرهنگی و هنری بسیاری است که برای آشکار کردن ابعاد مختلف فکری لوفور به ریسمان آنها چنگ میزند. رويكرد خلاقانۀ مريفيلد در اثنای تحلیل و تفسیر پیچیدگیهای نظری متون لوفور موجب میشود مخاطب این کتاب تنها با یک جنبه معرفتی و آکادمیک از لوفور مواجه نشود بلکه سویههای دیگری از انديشۀ لوفور که توأمان متکثر و کلنگرانه است را نیز پیش روی خود ببیند.
از نکات دیگری که موجب برجستگی کار مریفیلد میشود، نگاه انتقادی او به لوفور است، به طوریکه در این کتاب تلاش میکند با در نظر آوردن جزئیات فکر لوفوری در یک افق کلی و انتقادی، امکانهای نظری و عملی آثار او را برای رهسپار شدن به امروز و بزنگاه اکنون مهیا کند و در آخر نیز به ما میگوید چگونه میشود متفکرانی نظیر لوفور را در یک «لحظۀ بحرانی»، درست هنگامی که بازگشت به آنها «حیاتی و سرنوشتساز» است، احضار کنیم؛ در بزنگاهی که فراخواندن متفکرانی نظیر او «ارزش و اهمیتی انتقادی» دارد. (اندی مریـفـیـلـد، همچنین نویسندۀ آثاری نظیر: مارکسیسم جادویی، شهریگری دیالکتیکی و مترو مارکسیسم و چندین اثر دیگر است. او سابقاً در آمریکا و انگلیس جغرافیا تدریس میکرده و از سال ۲۰۱۵ به همکاری با گروه جغرافیای انسانی کالج موری ادواردز در دانشگاه کمبریج مشغول بکار بوده است.)
بریده از متن کتاب:
«آنـری لوفور: مقدمهای انتقادی تلاش میکند سبک فراگیر و روح جوان لوفور، فرافیلسوف بودگی و زندگی پرشور و اوتوپیاییاش را احیاء کند. نویسنده در این کتاب میکوشد تا از خلال خوانش آثار لوفور، چشم به نگاه خیرهای بدوزد که پیاپی خود را درون مغاک میاندازد و از آن بیرون میآید. خیره به رویکرد مارکسیستی متفاوتی که خوشبینیاش به عقل، به اراده و همچنین دل نگرانی صریحاش برای شادکامی زمینیِ بشر، الهام بخش بنظر میرسد؛ خاصه درعصری که از قرار معلوم همپالکیِ میانمایگی است و چنین شیوۀ بلندپروازانهای را از مدافتاده تلقی میکند. لوفور متفکری بود که زندگی و اندیشه خود را در نوعی از همنوایی گذرا و کولیوار به پیشبرد، بهسانِ اثری هنری (oeuvre) که درونِ زندگی واقعاً زیسته حک شده باشد.»
…
«لوفور از آن دست مارکسیستها نبود که جنبش دانشجویی مِی 1968 و تکاپوی دانشجویان را محکوم کند، بلکه برعکس میخواست بدان پر و بال داده و آن را به گونهای مولّد، راهگشـا و تاکتیکی، در کنار جنبشِ طبقات و اقشار مختلف و مرددِ کارگری به کار گیرد. لوفور در کتاب انفجار (1968) که مثل کوکتل مولوتف بلوار سنمیشل را به آتش کشید، نقش ریشسفیدی رادیکال را برعهده داشت که تلاش میکرد تا چپهای قدیم –یعنی همان چپهای همنسل خودش که بیشتر تمایل داشتند تا حول محور طبقه، حزب و اتحادیههای کارگری متشکل شوند– را بواسطۀ چپ نو در حال ظهور، تحریک کرده و به عمل وا دارد؛ چپ نویی که مجموعهای از جوانان و پیکارجویانی را گردهم آورده بود که کمتر غرق در نظریه بودند و همچنین حول مضامین مرتبط با هویت و ضدیت با امپریالیسم متشکل شده بودند و از مسائلی نظیر زندگی روزمره میگفتند.
…
آرزویِ لوفور برای اتحاد نیروهای مترقی پیر و جوان، حول محور مبارزهای دستهجمعی و ضدسرمایهدارانه، همیشه برای ما عاجل و آموزنده بوده است؛ نظریات او در مورد فضا، همپای تحلیلهایش در باب جهانیسازی طنینانداز است، درست همانگونه که مفاهیم «انقلاب شهری» و «حق شهر» در اندیشه او به عنوان ایدئالهایی دوراندیشانه و اوتوپیایی دموکراتیک، پایدار میمانند. لوفور خیلی پیشتر از اینها ما را آگاه کرد که طبقه حاکم همواره تلاش میکند که هر گونه اعتراض را سرکوب کرده و در خود جذب و حل کند. این طبقه همواره خواهد کوشید تا هر گونه امکانِ رمانتیک را به نحوی از بودنِ واقعگرایانه مبدل کند. او نیک میدانست که این امکان برای ما هست، تا با خواستِ امر ناممکن و نیز با سر سائیدن به آسمان و نیل به ستارهها، بهرکم در آیندهای دور یا نزدیک قائم بر خویش باشیم.»
…
و در آخر اینکه کتاب حاضر به جستجوی آنچیزی میپردازد، که لوفور در کتابِ فرجام کار و مابقی آن را واکاوی کرد، حکایتِ آنچیزی است که لوفور در پی آن بود، به آن نزدیک شد و پیشگام راهی شد برای «مابقی»، برای آنچه که هنوز در راه است و ساحاتی که هنوز منتظر زیسته شدناند. اندی مریفیلد در فصلهای این کتاب به کند و کاو همین مفاهیم و موضوعات میپردازد: زندگی روزمره (فصل ۱)، لحظهها (فصل ۲)، خودانگیختگی (فصل ۳)، شهریت و انقلاب شهری (فصل ۴ و ۵)، فضا (فصل ۶)، جهانیسازی و دولت (فصل 7)، آگاهی رازآلود (فصل ۸) و انسان شکوفا (مؤخره)، در سایه-روشن بزنگاه کنونی. چنانکه مضمون هر فصل عوض میشود، همزمان نیز تلاش میشود وجوه مختلف زندگی و اندیشۀ لوفور دورهبندی شود. به همین طریق نویسنده میکوشد این جنبهها را از روزنۀ وقایع امروز بنگرد و آنها را به عنوان کلیتی درهم تنیده در نظر بگیرد.
نظراتی دربارۀ کتاب آنری لوفور؛ مقدمهای انتقادی:
این کتاب مدخلی است پر شور و حال بر آثار آخرین فیلسوف بزرگ و کشفنشدۀ قرن بیستم: آنـری لوفور. او برای نظریهپردازی زندگی روزمره و فضا، شهر و فستیوال مسیرهای خلاقانه و کماکان ناشناختهای را میآغازد که میتواند به طور ثمربخشی موجد کاوشهایی متفاوت باشد؛ به منظور ردیابیِ سیاستی نو، تحت سیطرۀ جهانیسازی که امروز همهجا در جریان است.»
– فردریک جیمسون، نویسندۀ پستمدرنیسم؛ منطق فرهنگی سرمایهداری متأخر
«گـی دُبـور و حالا نیز آنـری لوفور… استعداد مریفیلد برای کنار هم نشاندن امر شخصی، زندگی، زمانه و مشارکتهای فکری و سیاسی در این کتاب با تمام فرمندیاش نمایان است. این پرترۀ موجز اما الهامبخش از گسترۀ حیرتانگیز کار لوفور در ارتباط با زمانۀ اهمیت و پیوند وثیقی دارد.»
– دیـویـد هـاروی، نویسندۀ کتابهای وضعیت پستمدرنیته و حق به شهر
«کتاب استادانۀ اَندی مریفیلد به روشی کاملاً نو با میراث لوفور درگیر میشود: مریفیلد در عین حساسیت نسبت به بسترهای متعددی که لوفور در آنها زیسته، کار کرده و نوشته است، به شکلی ماهرانه ایدههای لوفور را در پیوند با بزنگاه کنونی از نو بارگذاری میکند، همچنین نشان میدهد چگونه این ایدهها به مبارزات و تناقضات عصر ما روشنی میبخشد. متن مریفیلد با انرژی و تب و تابی که به راه میاندازد، از خلال برخی از محوریترین بافتهای نظری لوفور به ترسیم خطسیر جسورانۀ سبکی میپردازد که بهطرز سازشناپذیری، توأمان عالمانه است و آسانفهم.» – نیل برنر، نویسندۀ فضاهای دولت جدید
ژوئیسانس ناهتروتوپیا؛ سوژه سیاسی و تئاتر خیابان
اینک آن انسان: فضای کلی این مقاله و تعدادی از سطور آن برگرفته از درسگفتارهای سوژه ی سیاسی…




