1
شب یلدا همان آغاز زمستان است که با نام «شبِ چله» نیز از آن یاد میکنیم. شب یلدا کلمهی رمز یک آغاز و یک انقلاب است: انقلاب زمستانی. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همهی سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است. بنابراین، جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد؛ خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطهی افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاهشدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بهسوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجهی آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در ششماههی آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانهروز خورشید اندكی پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میكند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابهجاییهای طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بهسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگردیدن خورشید بهسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان بهعنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد و آنرا گرامی و فرخنده میداشتند.
2
در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه لازمهی آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكیهای فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند. بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان بهنام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بهشمار میآمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی بهوجود آمده؛ ادامه میدهد. فرقههای گوناگون عیسوی، با تفاوتهایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی میدانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار میكنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز میگردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه میگیرد. نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بودهاند، سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام «خرمروز» یاد میكرده و آیینهایی ویژه داشتهاند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژهی اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.
3
یکبار دیگر شب یلداست. این شب را بهانهای قرار دهیم و بگذاریم هر چه تاریکی هست، هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم، تا فردایی روشن راهی دراز باقیست. یلدا یعنی بهانهای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانههای کوچک گذرا. یلداتان مبارک و زندگیتان پر از بهانههای شاد باد.
از سیاست بیزارم!
یک برتولت برشت میگوید: بدترین نوع بیسواد، بیسواد سیاسی است؛ وی کور و کر است. درک سیاسی ندارد…




