یکبار دیگر سرزمین فراعنه، فساد،ارتش،مردم ،شورش وسرکوب.
اکنون جامعهی مصری در کنار نوعی سرگشتگی و گمگشتگی الگوی قدرت و مقاومت، در آستانهی نوعی رادیکالیسم قرار گرفته است. از یکسو، الگوی مبارکی و اردوغانی و مرسییی به بنبست رسیده است، از سوی دیگر، هیچیک از شیوههای مبارزاتی (مقاومتی) آنان برای بهدست آوردن «نان و کرامت» به نتیجه نرسیده است، و از جانب سوم، بازیگران خارجی (همراه با عوامل داخلی خود) راه گذار مسالمتآمیز به دموکراسی را مسدود کردهاند. در این شرایط، چهار راه پیش پای مصریان پیداست، نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر، حدیثی کش نمیخوانی بر آن دیگر. نخستین، راهی به ننگ آغشته، و رو به گذشتهی استبدادی. دو دیگر، راه نیمش نام و نیمش ننگ: راهی به سوی تقسیم قدرت میان بازیگران داخلی و خارجی. سه دیگر، راه بیبرگشت و بیفرجام: راه رادیکالیسم و جنگ داخلی، و چهار دیگر، راه رای و انتخاب اکثریت. با اندکی تامل در صفحهی شطرنج بازی قدرت در مصر درمییابیم که طرح و ارادهای برای بازی کردن با مهرهی مردم، از یکسو، قانون، از سوی دیگر، و سازوکارهای دموکراتیک، از جانب سوم، در میان بازیگران خارجی و داخلی وجود ندارد. این امر، جامعهی مصری را در سراشیبی تند رادیکالیسم و خشونت قرار داده است. ایجاد هر نوع سکوتِ قبرستانی و جامعهی پادگانی توسط اعمال قدرت و خشونت ارتش، اگرچه ممکن است چند صباحی آرامشی شکننده را به مصر بازگرداند، اما تجربه بهما میگوید چنین وضعیتی همواره وضعیتِ آتش زیر خاکستر است و با کوچکترین بهانه میتوانند آتش خشونت را یکبار دیگر شعلهور کند. شاید وقت ان رسیده که مصریان زندگیای بدون فراعنه را تجربه کنند .




